خانه
گاما

درسنامه آموزشی دین و زندگی (1) کلاس دهم انسانی

درس 11: فضیلت آراستگی

بازدید4/3 K
تاریخ بروزرسانی1404/06/26

جلسه اول

رسول خدا (ص) فرمود:

اِنَّ اللّٰهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الجَمال
خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.

همهٔ انسان‌ها ذاتاً زیبایی را دوست دارند و از زشتی گریزانند. کسی نیست که بگوید از آن چیزی که عموم مردم آن را زیبا می‌دانند، متنفرم و هیچ علاقه‌ای به آن ندارم. اگر کسی چنین بگوید، دیگران از گفتهٔ او تعجّب می‌کنند و در  سلامتی وی تردید می‌نمایند. یکی از لذت‌های زندگی بشر، مشاهدهٔ مناظر زیبای طبیعت، شنیدن صوت زیبای پرندگان، خواندن اشعار زیبا و نظایر آن است. بشر حتی می‌کوشد وسایل مورد نیاز زندگی خود، مانند ظروف، فرش‌ها و معماری خانه‌ها را زیبا بسازد. مساجد، کلیساها و سایر مکان‌های مقدس، زیباترین معماری‌ها را در فرهنگ‌های مختلف داشته‌اند.

خصلت دیگری که در همهٔ انسان‌ها هست و همگان به طور ذاتی به آن علاقه دارند، عفاف و زندگی عفیفانه است. ممکن است انسان‌ها در مصداق عفاف با یکدیگر اختلاف داشته باشند، امّا کسی نیست که بگوید من دوست دارم در جهت مخالف عفاف حرکت کنم و هرزه‌گری نمایم.

حتی آن انسان‌هایی که از دایرهٔ عفاف و زندگی آبرومندانه خارج شده و در دام هرزه‌گری افتاده‌اند، در عمق جان و وجدانشان از وضع و حال خود ناراحت‌اند و وقتی خود را با انسان‌های عفیف مقایسه می‌کنند، از حال خود شرمنده‌اند و به حال آنها غبطه می‌خورند و به خود وعده می‌دهند که روزی به عفاف باز خواهند گشت و جبران زمان از دست رفته را خواهند کرد.

جمع میان زیبایی و عفاف در انسان به رفتاری می‌انجامد که آن را می‌توان «آراستگی» نامید. به آیات قرآن توجه کنید که با چه ظرافت کاری شگفت‌انگیزی دربارهٔ این دو ویژگی ذاتی انسان سخن می‌گوید تا مؤمنان را به یک رفتار آراسته و شایستهٔ انسان هدایت کند و برساند.

تفکر در آیات (صفحهٔ 107 کتاب درسی)

 

پس از قرائت آیات، به ترجمهٔ آیات توجه کنید و جمله های زیر را تکمیل نمایید و مشخص کنید که هر جمله از کدام آیه گرفته شده است.

1- خداوند، زینت‌های جهان را بر بندگانش حرام ................ .
سورهٔ ........ آیهٔ ...........

2- مؤمنان باید از روزی‌هایی که از راه درست و پاک به دست آورده‌اند، ..... .
سورهٔ ........ آیهٔ ...........

3- زینت‌ها و روزی‌های پاک در آخرت، اختصاص به ............. دارد.
سورهٔ ........ آیهٔ ...........

4- آن چیزهایی که خداوند بر مؤمنان حرام کرده است، عبارت‌اند از: ........ ، ......،...... ، ....... و ....... .
سورهٔ ........ آیهٔ ...........

5- حضور در پیشگاه خدا باید ....................................
سورهٔ ........ آیهٔ ...........

6- خدا از ما می‌خواهد که در استفاده از نعمت‌ها ......................
سورهٔ ........ آیهٔ ...........

7- ما نباید از روی سلیقهٔ خودمان ................ نسبت دهیم.
سورهٔ ........ آیهٔ ...........

8- کسانی می‌توانند به جزئیات سخن خدا برسند که ...................
سورهٔ ........ آیهٔ ...........

آراستگی در سبک زندگی مؤمنانه

آراستگی به‌معنای «بهتر کردن وضع ظاهری و باطنی و زیبا نمودن این دو» است. بنابراین، دو نوع آراستگی داریم. آراستگی باطنی که نتیجهٔ برخورداری روح انسان از صفات زیبایی همچون ادب، حُسن خلق، سخاوت، مهربانی، حیا و عفاف است و آراستگی ظاهری که نتیجهٔ مرتب بودن وضع ظاهر و توجه به نظافت و زیبایی آن است.

انسان به‌طور طبیعی به آراستگی علاقه دارد و می‌کوشد تا هم درون خود را آراسته کند و هم با ظاهری آراسته در جامعه حضور یابد. دیگران نیز کار او را تحسین ‌و هم‌نشینی با او را دوست دارند و از بودن با او لذت می‌برند.

پیشوایان ما در عین حال که در آراستگی باطنی خود تلاش می‌کردند و زیبایی‌های اخلاقی را در حد کمال داشتند، به آراستگی ظاهری خود نیز توجه می‌کردند و مؤمنان را نیز به رعایت آن دعوت می‌نمودند و آراستگی را از اخلاق مؤمنان می‌دانستند.

به طور مثال، هنگامی که کسی درِ خانهٔ پیامبر را می‌زد و قصد ملاقات با ایشان را داشت، آن حضرت ابتدا به آینه نگاه می‌کرد و موهای خود را شانه می‌زد و لباس خود را مرتب‌تر می‌کرد؛ و می‌فرمود:

خدای تعالی دوست دارد وقتی بنده‌اش به سوی دوستان خود می‌رود، آماده و آراسته باشد.

ایشان همچنین همواره خود را معطر می‌کرد و سپس در جمع مردم حاضر می‌شد یا به نماز می‌ایستاد.

روزی یکی از مدعیان زهد و پرهیز از دنیا، امام صادق (ع) را دید که لباس زیبایی پوشیده است. وی به امام گفت: جدّ شما این‌گونه لباس‌ها را نمی‌پوشید. امام (ع) فرمود:

در آن زمان مردم در سختی بودند، اما امروز ما در شرایط بهتری هستیم و عموم مردم توانایی پوشیدن چنین لباسی را دارند. 

همچنین ایشان می‌فرمود:

خداوند آراستگی و زیبایی را دوست دارد و از نپرداختن به خود و خود را ژولیده نشان دادن، بدش می‌آید.

و نیز می‌فرمود:

دو رکعت نماز که با بوی خوش گزارده شود، بهتر از هفتاد رکعت نماز بدون بوی خوش است.

در کنار این سفارش‌های عمومی، پیشوایان دین به هریک از گروه مردان و زنان نیز سفارش‌های جداگانه‌ای می‌کردند؛ به عنوان نمونه پیامبر به مردان می‌فرمود: سبیل و موهای بینی خود را کوتاه کنید و به خودتان برسید؛ زیرا این کار بر زیبایی شما می‌افزاید. ایشان همچنین مردان را به کوتاه کردن ناخن سفارش می‌کرد اما به زنان توصیه می‌کرد ناخن‌های خود را مقداری بلند بگذارند چون برای آنان زیباتر است. 

این شیوهٔ رسول خدا (ص) و پیشوایان دیگر ما سبب شد که مسلمانان در اندک مدتی به آراسته‌ترین و پاکیزه‌ترین ملت‌های آن عصر تبدیل شوند و سبک لباس پوشیدن آنها الگو و سرمشق ملت‌های دیگر قرار گیرد؛ مثلاً همین لباس بلندی که امروزه در دانشگاه‌های اروپا، اساتید و دانشجویان در هنگام جشن فارغ التحصیلی می‌پوشند، از لباس دانشمندانی چون ابن‌سینا الگوبرداری شد؛ زیرا آنان ابن‌سینا را بزرگ‌ترین دانشمند در طب و فلسفه می‌دانستند و به پوشیدن لباسی به سبک لباس او افتخار می‌کردند. البته لباس ابن‌سینا برای دانشمندان مسلمان و ایرانی یک لباس عادی بود و همه به همان سبک لباس می‌پوشیدند.

نیاز به مقبولیت و آراستگی

یکی از نیازهای انسان، نیاز به مقبولیت در جمع خانواده، همسالان و جامعه است. ما دوست داریم دیگران ما را فرد مفید و شایسته‌ای بدانند و تحسین کنند. این نیاز، در دورهٔ جوانی و نوجوانی نمود بیشتری دارد و سبب می‌شود که نوجوان و جوان بیشتر به خود بپردازد و توانایی‌ها و استعدادهای خود را کشف و شکوفا کند و در معرض دید دیگران قرار دهد. برخی با نشان دادن استعداد خود در یک رشتهٔ ورزشی، برخی دیگر با خلق یک اثر هنری یا کار مؤثر در کارگاه صنعتی و برخی دیگر از راه‌های دیگر تحسین دیگران را برمی‌انگیزند و بر مقبولیت خود می‌افزایند.

جلسه دوم

حضرت موسی جوانی رشید و شجاع شده بود. او همچنان در دربار فرعون زندگی می‌کرد، فرعونی که بنی‌اسرائیل را به بردگی گرفته بود و در هر کار سختی از آنان استفاده می‌کرد. حضرت موسی، روزی از راهی می‌گذشت. دید یکی از فرعونیان یک بنی‌اسرائیلی را به شدّت کتک می‌زند. تلاش کرد که آن بیچاره را از دست این مرد فرعونی نجات دهد، امّا آن مرد اصرار بر کار خود داشت. موسی مُشتی حوالهٔ آن مرد کرد. این مُشت به جایی از بدن او خورد که او را از پا درآورد. موسی که می‌دانست کشتن یک فرعونی قصاصش مرگ است، از مصر مهاجرت کرد و بعد از دو سه ماه به شهر «مَدیَن» رسید. در این شهر پیامبر خدا حضرت «شعیب» زندگی می‌کرد و مردم را به یکتاپرستی فرا می‌خواند. نزدیک غروب بود که در ابتدای شهر به چاهی رسید که چوپانان، گوسفندان خود را آب می‌دادند. موسی دید که دو خانم جوان گوسفندان خود را در کناری قرار داده و به آنها آب نمی‌دهند. متوجه قضیه شد. جلو رفت و پرسید: چرا شما جلو نمی‌روید و از چاه آب نمی‌کشید؟ گفتند: ما منتظریم ابتدا مردان گوسفندان خود را آب دهند و بعد از اینکه کار آنان تمام شد، ما به چاه نزدیک شویم. حضرت موسی جلو رفت و طناب را از دست مردان گرفت و آب از چاه کشیده و گوسفندان آن دو خانم را آب داد، سپس زیر درختی نشست و برای استراحت به آن تکیه داد و دست به آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا من نسبت به هر خیری که از جانب تو فرود آید نیازمندم.»

ساعتی گذشت. یکی از آن دو خواهر که در برگشت به منزل ماجرا را برای پدر تعریف کرده بود به نزد موسی آمد و از طرف پدر او را به خانه دعوت کرد. قرآن کریم رفتار آن خانم جوان و گفت‌وگویش با موسی را چنین توصیف می‌کند:

در همین موقع یکی از آن دو خواهر به پدر گفت از این جوان برای کار مزرعه و گله‌داری کمک بگیر. قرآن، سخنان این دختر را هم این گونه بازگو می‌کند:

حضرت شعیب که رشادت و امانت حضرت موسی (ع) را در رفتار او یافته بود، او را به عنوان یک یار و مددکار پذیرفت و با دستمزد خوب، برخی از کارها را برای مدت حدود ده سال به وی واگذار نمود.

حضرت موسی با یکی از دختران حضرت شعیب ازدواج کرد و صاحب چند فرزند شد، حضرت موسی، پس از گذشت ده سال و اتمام قرارداد خود با حضرت شعیب، تصمیم گرفت همراه با زن و فرزند خود، به مصر برگردد و از حال و وضع خانوادهٔ خود مطلّع شود. او تا این زمان هنوز به پیامبری مبعوث نشده بود.

تفکر در آیات (صفحهٔ 112 کتاب درسی)

 

در ترجمهٔ آیات قبل بیندیشید و به سؤال‌های زیر پاسخ دهید.

1- چرا یکی از دختران شعیب نزد موسی بازگشت؟
2- کدام رفتار این دختر برای خداوند مهم و ارزشمند بود که خداوند آن را بازگو کرده و به اطلاع همهٔ انسان‌ها در طول تاریخ رسانده است؟
3- به خاطر کدام ویژگی‌ها، یکی از آن دو دختر از پدر خود خواست که حضرت موسی را استخدام کند و به او دستمزد بدهد؟ چرا آن ویژگی‌ها مورد توجه آن دختر و حضرت شعیب قرار گرفت؟

عفاف و آراستگی

عفاف حالت و خصلتی است که انسان با داشتن آن می‌تواند خود را در برابر تندروی‌ها و کندروی‌ها حفظ کند و سبب می‌شود که فرد انسانی در مسیر اعتدال و میانه‌روی پیش رود و از آن خارج نشود؛ چنین انسانی در برآورده کردن خواسته‌ها و تمایلات خود به گونه‌ای عمل نمی‌کند که به افراط دچار گردد و به طور کامل غرق در آن خواسته‌ها شود و از دیگر نیازها غافل بماند و یا به طور کل آن را کنار گذارد و به کوتاهی و تفریط برسد.

یکی از جلوه‌های عفاف، در همین آراستگی است. برخی انسان‌ها در آراستگی ظاهری و ابراز وجود، دچار تندروی می‌شوند؛ به گونه‌ای که در آراسته کردن خود، زیاده‌روی می‌کنند و به خودنمایی می‌رسند. قرآن کریم این حالت را «تبرّج» می‌نامد و آن‌را کاری جاهلانه می‌شمرد. 

همان دینی که ما را به آراستگی توصیه می‌کند، از خودنمایی و افراط در آراستگی پرهیز می‌دهد، زیرا زیاده‌روی در آراستگی و توجه بیش از حد به آن، به تدریج باعث غفلت انسان از هدف‌های دیگر زندگی و مشغول شدن به کارهایی می‌شود که عاقبتی جز دور شدن از خدا ندارد.

انسان عفیف، چه مرد و چه زن، که توانایی کنترل خود را دارد، آراستگی خود را در حد متعادل نگه می‌دارد و به «تبّرج» دچار نمی‌شود. انسان عفیف زیبایی ظاهری خود را وسیلهٔ خودنمایی و جلب توجه دیگران قرار نمی‌دهد و اجازه نمی‌دهد که به شخصیت انسانی او اهانت شود.

انسان عفیف به صفت ممتاز دیگری به نام «حیا» می‌رسد؛ یعنی وقتی صحنه‌ای برای او پیش می‌آید که ممکن است شخصیت او آسیب ببیند، حالتی به نام «حیا» برای او پیدا می‌شود و عکس‌العملی و رفتاری که حافظ شخصیت اوست را از خود نشان می‌دهد. او حیا می‌کند که برخی افراد به خاطر اموری ظاهری و کوچک، زبان به تحسین و تمجید او بگشایند و به او به عنوان ابزاری برای لذت‌جویی نگاه کنند. او در وجود خود، استعداد و ارزش‌های برتر و والاتری می‌یابد که می‌تواند تحسین و احترام واقعی دیگران را برانگیزد.

تفکر در آیات (صفحهٔ 113 کتاب درسی)

 

در آیه 25 سورهٔ قصص تأمل کنید و بگویید:

1- وقتی دختر حضرت شعیب به سوی حضرت موسی آمد، چه رفتاری از خود نشان داد؟
2- این رفتار به خاطر چه بود؟

انسان عفیف، از مقبولیت نزد همسالان و جامعه گریزان نیست؛ اما خود را با ارزش‌تر از آن می‌داند که بخواهد این مقبولیت را از راه جلب توجه ظاهری به دست بیاورد و خود را در حدّ ابزاری برای هوس‌رانی دیگران قرار دهد.

به همان میزان که رشته‌های عفاف و حیا در روح انسان قوی و مستحکم می‌شود، نوع آراستگی و پوشش او نیز باوقارتر می‌گردد و به همان میزان نیز که رشته‌های عفاف انسان ضعیف و گسسته می‌شود، آراستگی و پوشش او نیز سبک‌تر می‌گردد و بیشتر جنبهٔ خودنمایی به خود می‌گیرد.

امام علی (ع) می‌فرماید:

«مبادا خود را برای جلب توجه دیگران بیارایی که در این صورت ناچار می‌شوی با انجام گناه به جنگ خدا بروی.»

و امام صادق (ع) نیز می‌فرماید:

لباس نازک و بد ننما نپوشید؛ زیرا چنین لباسی نشانه‌ی سستی و ضعف دینداری فرد است.

گرچه عفاف و حیا، مانند هر فضیلت انسانی دیگر، اختصاص به زن ندارد، اما وجود آن در زنان و دختران ارزش بیشتری دارد؛ زیرا خداوند زنان را بیش از مردان بهره‌مند از نعمت زیبایی کرده است و مرد بیش از زن در مقابل زیبایی جنس مخالف عکس‌العمل نشان می‌دهد و در رفتار ظاهری نمایان می‌سازد. زن، مظهر جمال و زیبایی است و این زیبایی، هم درون او را دربر گرفته و هم ظاهر او را. احساسات لطیف زن که بیانگر زیبایی‌های درونی وی است، با زیبایی ظاهر او عجین شده است. برخی از مردان که کنترلی بر نفس خود ندارند و جز به سوءاستفاده از دیگران نمی‌اندیشند و به شخصیت حقیقی زنان احترام نمی‌گذارند از این امتیاز زنان سوءاستفاده کرده و دام‌های گناه را می‌گسترانند تا به اهداف غیرمشروع خود برسند. برای حفظ همین نعمت است که خداوند احکام ویژه‌ای را برای زن قرار داده است.

دریافت هر نعمتی از جانب خدا، مسئولیتی را نیز به همراه می‌آورد؛ همان‌طور که اگر کسی به نعمت علم زیبنده شد، نباید علمش را ابزار دست قدرتمندان ستم‌پیشه کند، نعمت زیبایی نیز نباید در خدمت هوسرانان قرار گیرد. و همان‌گونه که اگر انسان از علم خود به درستی استفاده نکند، به جای رستگاری، شقاوت نصیبش می‌شود، عرضهٔ نابجای زیبایی، بجای گرمی بخشیدن به کانون خانواده، عفت و حیا را در جامعه از بین می‌برد و زمینهٔ آسیب‌های جدّی به زنان را فراهم می‌کند.

معنای گستردۀ آراستگی و حیا

آراستگی و حیاء محدود به پوشش انسان نیست بلکه ابعاد گوناگونی را در بر می‌گیرد؛ به عنوان مثال یکی از نمونه‌های برجستهٔ آن، آراستگی و حیای در کلام است. شاید در نگاه اوّل فکر کنیم که آراستگی اختصاص به لباس و برخی از ظواهر، مانند موی سر دارد. امّا این گونه نیست. یکی از مهم‌ترین جلوه‌های آراستگی و حیا و عفاف انسان، در کلام و سخن گفتن است. البته حیا در کلام، خود ناشی از حیا و عفاف در فکر و اندیشه است. افرادی که درون آراسته و با حیایی دارند، اصولاً نمی‌توانند از کلماتی استفاده کنند که عفیفانه نباشد. حتی وقتی با کسی اختلاف پیدا می‌کنند و کار به مشاجره و دعوا می‌کشد، نمی‌توانند به طرف مقابل فحش دهند و کلمهٔ رکیکی بر زبان جاری کنند. بالعکس، کسانی هم هستند که حتی وقتی می‌خواهند دوست و رفیق خود را هم صدا بزنند، کلماتی را که دون شأن یک انسان با حیاست، بر زبان می‌رانند. 

یکی از تفاوت‌های زن و مرد نیز در همین جا خود را نشان می‌دهد. وقتی به اطرافیان خود نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این آسیب در میان مردان بیشتر از زنان است و حیای کلامی زنان بیش از مردان است. همهٔ پیامبران و اولیای خداوند و عموم انسان‌های فرهیخته حیای کلام داشته و از به کار بردن کلمات زشت دوری کرده‌اند. خوب است که ما نیز با آنان همراه شویم و به درون خود و شخصیت انسانی خود، با به کار بردن کلمات ناپسند، آسیب وارد نکنیم.

بررسی (صفحهٔ 115 کتاب درسی)

 

با توجه به شکل پوشش‌های موجود در جامعه برای پسران و دختران، بگویید که کدامیک از آنها عفت افراد را بیشتر تضمین می‌کند؟ چرا؟ 
پوششی که در آن تمام بدن به جز گردی صورت و دست‌ها تا مچ از نامحرم رعایت شده باشد و همچنین چسبان و تحریک کننده نباشد. در پوشش باید فرهنگ جامعه مورد توجه قرار گیرد.

اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 115 کتاب درسی)

 

1- آراستگی چه تفاوتی با خودنمایی دارد؟
خودنمایی نوعی تندروی در آراستگی و ابراز وجود و کاری جاهلانه است: اما آراستگی به‌معنای «مرتب و منظم کردن خود و بهتر کردن وضع ظاهری و باطنی» است که انسان به‌طور فطری به آن علاقه دارد. در خودنمایی کوچکی نفس و در آراستگی سلامت نفس وجود دارد.

2- چرا خصلت ارزشمند عفاف در وجود زنان از ارزش بیشتری برخوردار است؟ 
زیرا خداوند زنان را بیش از مردان به نعمت زیبایی آراسته است. زن مظهر جمال و زیبایی است؛ این زیبایی هم درونی هم ظاهری است و برای حفظ همین نعمت است که خداوند احکام ویژه‌ای را برای زن قرار داده است تا گوهر زیبای وجودش از نگاه نااهلان دور بماند و روح بلندش تحقیر نشود.

پیشنهاد (صفحهٔ 115 کتاب درسی)

 

1- پیرامون ما افرادی هستند که با استفاده از خلاقیت‌های خود تحسین دیگران را برانگیخته‌اند و در زمینه‌های گوناگون هنری، ورزشی، علمی، اجتماعی و اخلاقی به فردی مؤثر در جامعه تبدیل ‌شده‌اند. آنچه دربارهٔ عوامل این موفقیت می‌دانید، بیان کنید. 
عوامل موفقیت: 1- هدفمندی 2- اعتماد به نفس 3- عزم و اراده بر هدف 4- مشورت با افراد موفق 5- یاد خدا و خداباوری 6-  دوری از گناه 7- دوری از تظاهر 8- زندگی در محیط مطلوب 9- تحسین خویشتن

2- با خود بیندیشید و ببینید که تا چه اندازه کوشش کرده‌اید آراستگی همراه با عفاف داشته باشید. آیا موانع درونی در مقابل این کوشش وجود داشته است؟ آنها را برای خود مشخص کنید و برای برداشتن آن موانع، راه حل مناسب تنظیم نمایید. 
یک مسلمان باید جهت پیروی از دستورات دین اسلام که دین تعادل است سعی و کوشش کند و اگر چنین باشد در تمام قسمت‌های زندگی که آراستگی هم جزئی از آن است از مرز تعادل خارج نمی‌شود تا به افراط و تفریط منجر شود. باید به‌عنوان یک مسلمان آراستگی خود را مرز تعادل حفظ کرده و اندام خود را وسیله‌ای برای سوء استفاده دیگران قرار ندهیم و با استعانت از ائمه و معصومین سعی کنیم از تعادل خارج نشویم.

درس 11: فضیلت آراستگی